پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اواخر قرن بیستم، چالشی عمده برای کاپیتالیسم و سوسیالیسم بود. انقلاب ایران علی‎رغم مخالفت‎‎های گسترده توانست تغییراتی در نظام بین‎الملل ایجاد کند، حوزه تأثیرگذاری و تصمیم‎گیری را از حیطه اختیار دو بلوک خارج سازد و به‎عنوان یک بازیگر جدید، الهام‎بخش حرکت‎هایی تازه در جهان شود.

ماهیت انقلاب ایران باعث شد تا اردوگاه‎‎های سوسیالیستی و سرمایه‎داری، تلاش‎‎های قابل‎ملاحظه‎ای برای فروپاشی آن انجام دهند؛ جنگ داخلی با چاشنی ترور، جنگ تحمیلی هشت‎ساله و اکنون تقویت دامنه تحریم‎‎های اقتصادی و صنعتی. به عبارتی ایران در طی سه دهه گذشته شاهد اعمال همه‎گونه قدرت سخت و نرم در برابر انقلاب خود بوده و اکنون به‎صورت توأمان در مواجهه با هردو قرار گرفته است.


ترور چهره‎‎های اثرگذار جامعه ایرانی یکی از این دست اقدامات است که در تمامی سال‎‎های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‎عنوان ابزاری شیطانی مورد استفاده قرار گرفته است. در دو سال اول انقلاب ایران، ترور شخصیت‌‎های پایه‎ای نظام و توسعه امکانات سازمان‌‎های تروریستی ازجمله منافقین به این منظور و طراحی نقشه‎‎های مختلف برای کودتا و جنگ در دستور کار استعمار غرب علیه ملت ایران قرار گرفت و انقلاب اسلامی در آن روزها، بسیاری از شخصیت‌‎های برجسته خود همانند آیت‌الله بهشتی و یارانش، آیت‌الله مطهری، رییس‌جمهوري رجایی و نخست‎وزیر باهنر را از دست داد. نقش کلیدی این شهدا در پیشبرد انقلاب در همان سال‌ها، با وجود ناکام ماندن منافقین در بسیاری از ترور‌‎های دیگر، طراحان را به این توهم دچار کرد که با این وسیله می‎توانند نهال تازه شکفته انقلاب اسلامی ایران را از ریشه درآورند و بار دیگر طعم تسلط بر این شاهراه عظیم ژئوپلیتیک در منطقه را بچشند. اما با گذشت 32 سال نه‎تنها این نهال اکنون به یک درخت تنومند تبدیل شده بلکه توانایی آن در همه حوزه‎‎ها تبدیل به خاری در چشم دشمنان شده است. پیشرفت ایران در علوم انحصاری به‎ویژه علوم هسته‎ای با تکیه بر قدرت بومی کشور، به‎واقع زنگ خطری جدی را برای حلقه‌ قدرت‌‎های انحصارطلب غربی به صدا در آورده است. حلقه انحصارطلبی که به هیچ عنوان به کشور‎های دیگر اجازه ورود به چنین علوم استراتژیکی را نمی‎دهد، سناریوی جدیدی علیه ایران به اجرا گذاشته که عبارتند از: ارعاب، ربودن و در نهایت ترور.


در سال 1385ش، وقتی خبر کشته شدن «اردشیر حسن‌پور»، یکی از محققان تأسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان، بر اثر نشت گاز منتشر شد و در موسم حج سال 1388ش، خبر ربوده شدن «شهرام امیری»، یکی دیگر از دانشمندان هسته‌ای، و در زمستان همان سال نیز ترور دکتر «مسعود علی‌محمدی»، استاد فیزیک دانشگاه تهران، اعلام شد؛ عمق این برنامه برای ارعاب و از میان برداشتن سد ایران مقابل استکبار غرب و متوقف کردن پیشرفت‌‎های علمی ایران مشخص شد.


این‎گونه اقدامات نشان‌دهنده استراتژی غرب و جاسوسان آن‎‎ها برای ورود به مرزی است که سال‌هاست نتوانسته‌اند با انواع و اقسام کارشکنی‌‎ها به آن نفوذ کنند و این خواست مشترک آمریکا و به‎ویژه رژیم صهیونیستی و سایر متحدان منطقه و فرامنطقه‎ای آنان است.


مسأله ترور دانشمندان هسته‎ای ایران به همین‎جا ختم نشد. ترور دکتر «فریدون عباسی دوانی» و دکتر «مجید شهریاری»، دو استاد برجسته دانشگاه شهید بهشتی تهران، در حالی انجام شد که رییس سازمان جاسوسی انگلیس، 28 اکتبر سال جاری از کافی نبودن دیپلماسی برای مقابله با ایران و استفاده از روش‌‎های دیگر برای ایجاد مشکل برای این کشور سخن گفته بود.


«سر جان ساورز»، رییس سازمان جاسوسی «ام. آی. 6» انگلیس چندی پیش با بیان این مطلب که اقدامات اطلاعاتی نقش کلیدی را در متوقف ساختن ایران ایفا می‎کنند، گفت: «دیپلماسی به تنهایی کافی نيست و اقدامات اطلاعاتی نقش مؤثری در متوقف ساختن ایران دارد. به‎طوری که این اقدامات، سال گذشته ایران را وادار به افشای دومین کارخانه غنی‌سازی اورانیوم خود کرد که در نتیجه آن فشار‎های دیپلماتیک به این کشور نیز افزایش یافت.» رییس سازمان جاسوسی انگلیس با تأکید بر آن‎که از هر اقدام جاسوسی و اطلاعاتی برای ضربه زدن به کشور‎های هدف خود استفاده می‎کند، افزود: «متوقف ساختن اشاعه هسته‎ای تنها با دیپلماسی صرف ممکن نیست. ما نیاز به عملیات‌‎های جاسوسی و اطلاعاتی داریم تا بتوانیم کار را برای کشور‎هایی مثل ایران سخت‌تر کنیم.»(mashreghnews. ir)


چند هفته بعد از تأکید رییس سازمان جاسوسی انگلیس مبنی بر آن‎که باید رژیم ایران را متوجه ساخت که منافعش در کجا قرار دارند، دو دانشمند هسته‎ای کشور ترور می‎شوند. همین امر نیز موجب شده است تا بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی با توجه به نزدیک بودن زمان مذاکرات هسته‎ای ایران و غرب، سخنان ساورز و ترور اخیر دانشمندان ایرانی را با هدف سخت‌تر کردن شرایط برای ایران توصیف کنند.


ساورز همچنین در ادامه سخنان خود با تأکید بر لزوم ایجاد مشکل برای ایران به منظور به تعویق انداختن برنامه هسته‎ای این کشور گفت: «هرچقدر که تلاش‌‎های بین‎المللی بتواند تلاش‌‎های هسته‎ای ایران را با وقفه روبه‎رو کند، ما وقت بیشتری برای ایجاد یک راه‌حل سیاسی خواهیم داشت.»


دکتر مجید شهریاری عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی هسته‎ای دانشگاه شهید بهشتی همراه با دکتر مسعود علی‎محمدی، دکترای فیزیک ذرات بنیادی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، از مشاوران ایران در پروژه مهم سزامی بودند. طرح سزامی (مرکز تابش سینکروترون برای تحقیقات و علوم کاربردی در خاورمیانه) مربوط به بهره‌برداری از یک دستگاه سینکروترون در منطقه است. سینکروترون دستگاهی است که دارای کاربرد‎های مختلفی در تحقیقات علوم بنیادی، فن‌آوری نانو، زیست‌فن‌آوری، باستان‌شناسی، علم ساختارشناسی، مهندسی مواد، محیط زیست، تهیه دارو‎های نوین و پزشکی است. یکی از طرح‎‎های مهم دکتر شهریاری، طراحی‌‎های تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید رآکتور‎های هسته‎ای است که بازتاب زیادی نیز در مراکز علمی جهان داشت.


نام دکتر فریدون عباسی دوانی نیز در قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل به‎عنوان یکی از افراد مرتبط با فعالیت‎های هسته‎ای ایران ذکر شده و مشخص است که از مدت‎ها قبل، برای حذف فیزیکی وی برنامه‌ریزی شده. دکتر فریدون عباسی دوانی از ابتدای انقلاب عضو سپاه پاسداران بوده و سه دور در جبهه جنگ عراق، علیه ایران حضور داشته است. وی بعد از جنگ دکترای فیزیک هسته‎ای گرفته است.

نويسنده: کیانوش کیاکجوری